X
تبلیغات
کریم غریب
   
 
 
نویسنده :
تاریخ : شنبه سی ام فروردین 1393

یافاطمه الزهرا(س)

سر پروردگار یازهرا = صاحب اختیار یازهرا

بوده ای در بهشت قرب خدا = بانوی تاجدار یازهرا

ومن الماء کل شی حی = ای به خلقت مدار یازهرا

ای که باشد چو مصطفی و علی = مدح تو بیشمار یازهرا

 جبرئیل و همه ملائکه اند = بر تو خدمتگذار یازهرا

ای بزرگی که با کنیز خویش = کرده تقسیم کار یازهرا

پر نمودی همیشه کیسه ی ما = بیش از انتظار یازهرا

بانویی را ندیده همتایت = گردش روزگار یازهرا

پشت گرمی حیدر کرار = بر علی اقتدار یازهرا

نقش سر بند فاتح خیبر = وسط کارزار یازهرا

شاهدم چهارچوب آن قلعه است = هیمن ذوالفقار یازهرا

کاشف الکرب عالم است علی = کاشف الکرب یار یازهرا

می برد یک نگاه پرمهرت = غم ز روی نگار یازهرا

رو به راه است زندگی علی = تا توئی خانه دار یازهرا

فیض بردند از نماز شبت = همه ایل و تبار یازهرا

میشود مثل عرش غرق نور = خانه روزی سه بار یازهرا

در قیامت که هر پدر ز پسر = می نماید فرار یازهرا

تازه آنجا زمان جلوه ی توست = با تمام وقار یازهرا

می شوی باجلال فاطمی ات = روی ناقه سوار یازهرا

دور تا دور تو ملائکه اند = جملگی پرده دار یازهرا

روبرو ، پشت سر ، یمین و یسار = هر سو هفتاد هزار یازهرا

میرسی با حریر سبز بدست = محضر کردگار یازهرا

کتب ا.. و نفسه الرحمه = گشته وقت قرار یا زهرا

هر که دارد به سینه حب علی = میکشد انتظار یازهرا

تا که دستش بگیری و با تو = بشود همجوار یازهرا

با چنین عزت و جلال و شکوه = با چنین اعتبار یازهرا

به دو دست بریده عباس = می کنی افتخار یازهرا

همچو مرغی که دانه برچیند = می شوی دست بکار یازهرا

بر گنهکارهای بی کس و کار = هم محلی گذار یازهرا

میشوی با تمام فاطمیون = بر جنان رهسپار یازهرا

مهر تو جلوه میکند صد جا = ای بزرگوار یازهرا

مانده ام با چنین مقام چرا = گشته ای بی مزار یازهرا

که هیف کوتاه بوده عمر شما = گل هجده بهار یازهرا

سینه ی تو بهشت احمد بود = شد به آتش دچار یازهرا

غنچه از شاخه با تکان افتاد = خانه شد لاله زا یازهرا

سر آن ضربه ای که تو خوردی = شیعه شد سوگوار یازهرا

آمدی تا به خویش ، در افتاد = بین آن گیر و دار یازهرا

میخ مگذاشت تا که تو خود را = بکشانی کنار یازهرا

میکنم این قصیده را کوتاه = با دلی داغدار یازهرا

کاش مهدی بیاید و گردد = آن مزار آشکار یازهرا

هر که با شعر من شکسته دلش = با همان انکسار یازهرا

از برای ظهور منتقمش = گوید از دل سه بار یازهرا

-------------

نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393


سرود حضرت زهرا (سلام الله علیها)
میگن ملائک توو آسمونها میون هر زمزمه
همه با هم کوثر و بخونید که اومده فاطمه(س)
دلبر اومده – کوثر اومده
آی سینه زنا - مادر اومده
ای معلم روح الامین
ای یار امیرالمومنین
داروندار مولا- سیدتی یازهرا(س)
 
خدا صدا زد همه بدونید کنیز من فاطمه(س) است
شفاعت و دست اون دادم چون عزیز من فاطمه(س) است
روح کرمی – تو بی حرمی
سایه ت به سرم – تو مادرمی
ای ملیکه کون و مکان
ای مادر امام زمان
دار و ندار مولا – سیدتی یازهرا(س)
 
توگوهری و تمام خلقت شده شبیه صدف
شمیم سیب تو میرسه از ضریح شاه نجف
ای نور دو عین – به حق حسین(ع)
مارو برسون – بین الحرمین
ای  همسر یل بت شکن
ای مادر حسین و حسن
دار و ندار مولا – سیدتی یازهرا(س)

نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393
 
 
دامن خديجه عرشه برينه-نوره هفت آسمون روي زمينه
چشماي ما همه امشب به دسته-دختر رحمه العالمينه
****
باوفايي-باصفايي-زندگي مرتضايي-محوره آل كسايي-مادر كرب بلايي
(يازهرا س)3
ليلاي دله شيداي مني
مادرحجت بن الحسني
(يازهرا س مددي
يازهرا س )
خوده خدا نوشته-سر دره خونت- با خطه نور و آب كوثر
رمز وروديه بيت الزهرا س-شده صدو ده مرتبه يا حيدر
ليلاي دله شيداي مني
مادرحجت بن الحسني

(يازهرا س مددي يازهرا س )
**********
آسمونيا امشب بي قرارن-تاسپيده ديگه آروم ندارن
همگي ميان و نوبت به نوبت-روي خاكه پاي تو سر مي زارن
****
بس كه ماهي-كن نگاهي-يه گداي-بين راهي-به جهاني تكيه گاهي-به گنه كار پناهي
(يازهرا س)3
توهستي افتخار مصطفي(ص)
نام تو ذوالفقار مرتضي

(يازهرا س مددي يازهرا س )
بس كه حنانه و مهربوني-همه نوكرار و دل خوش كردي
روز محشر خود ميايو-دنبال سينه زنها همه مي گردي
توهستي افتخار مصطفي(ص)
نام تو ذوالفقار مرتضي

(يازهرا س مددي يازهرا س )
**********
نخي از چادرت حبل المتينه-خادم بچه هات روح المينه
خدا گفته كه از اول خلقت-زهرا س ماله اميرالمومنيه
****
شما باهم-تو دو عالم-لحظه هاي شادي و غم-مي نويسم روي پرچم-مادره شاهه محرم
(يازهرا س)3
جون ميدي برا لبخنده علي ع
اسم تو نقشه سربنده علي ع

(يازهرا س مددي يازهرا س )
عالم همه اين و خوب بدونن-اگر ماهمه غرقه شور وشينيم
تو مادري برامون كردي كه-حالا ماهمه نوكره حسينيم ع جون ميدي برا لبخنده علي ع
اسم تو نقشه سربنده علي ع

(يازهرا س مددي يازهرا س )
**********
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393

.::برای دانلود شعر به صورت pdf كليك كنيد::.

اللهم صلی علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها بعدد ما احاط به علمک...

قلم مطهر و صفحه مطهر و تحریر
به آب و تاب کنم وصف آیه ی تطهیر
تو کیستی که همه قاصرند از درکت
چگونه می شود آخر تورا کنم تفسیر
مقابل قدمت جبرییل زانو زد
ز بس جلالیت ذات توست عالم گیر
به پیشگاه شما از خدا پیام رسید
سلام حضرت کوثر... سلام خیر کثیر
قسم به لوح و قلم گر اراده فرمایید
به باب میل شما می خورد رقم تقدیر
میان خانه نشستید و ذکر می گویید
تمام ارض و سماوات غرق این تکبیر

تمام خلق تو را در نقاب و دیده و بس
فقط خدا زخ تو بی حجاب دیده و بس


زمانه ظرف ندارد که تو ظهور کنی
کجا به کوته ی فکر ما خطور کنی
اگر قنوت بگیری میان سجاده
تمام شهر به یک غمزه غرق نور کنی
کلیم خانه ی حیدر! به یک دعای سحر
سرای کوچک خانه شبیه طور کنی
تو بهجت دل مولایی و به یک لبخند
وجود خسته ی او را پر از سرور کنی
فضای کوچه پر از عطر سیب می گردد
ز هر دیار اگر لحظه ایی عبور کنی
تو روح عاطفه ایی... گرچه من گنه کارم
مرا مباد ز خود لحظه ای تو دور کنی

غبار راهم و تو سایه ی سرم هستی

چه غم به روز قیامت تو مادرم هستی

دگر زمان سرور پیامبر آمد
که گاه زخم زبان قریش سر آمد
تو همزبان خدیجه شدی میان رحم
که غم مخور شب تنهایی ات سحر آمد
برزگ بانوی کعبه چقدر تنها بود...
ز دیده های پر از مهر او گوهر آمد
شمیم سیب بهشت از حجاز می آید
نگار ماست غریبانه از سفر آمد
خدا برای علی خلق کرده است تو را
برای شیر خدا بهترین سپر آمد
تمام فخر علی شوهری فاطمه است
خبر دهید به حیدر که همسفر آمد

به روی شانه ی تو بیرق علی برپاست
علی که فاطمه دارد همیشه پابرجاست


کریم شهر علی سفره دار زهرا بود
جمال حق علی...آینه دار زهرا بود
به دست خالی از این خانه سائلی نرود
که در کنار علی خانه دار زهرا بود
قسم به ان زرهی که همیشه پشت نداشت
میان دست علی ذوالفقار زهرا بود
اگرچه نام علی هم ردیف با نمک است
بر این ملیح زمانه نگار زهرا بود
همه زمین و زمان در طواف روی علیست
مطاف روی علی در مدار زهرا بود
حسن کریم و حسین دست گیر عالمیان
همیشه محور این اعتبار زهرا بود

از آن زمان که گل ما به عشق می آمیخت
خدا خدایی خود را به پای زهرا ریخت

خدا به وسعت عرشش تو را معظم کرد
کنیز خویش صدا کرده و مکرم کرد
صدای هر تپش قلب توست ذکر علی
به این صدا همه ی ذکر ها منظم کرد
میان عرصه ی محشر شفاعت همه را
به گوشه ایی ز نخ چادر تو محکم کرد
سپس گشود مسیر ورود جنت را
گروه فاطمیون بر همه مقدم کرد
چکیده ی جلوات تو و علی روزی
حسین گشت و به پا بیرق محرم کرد
برای اینکه بماند همیشه جلوه ی تو
میان قامت زینب تو را مجسم کرد
به هرم آتش دوزخ بسوزد آن دستی
که بین کوچه به یک ضربه قامتت خم کرد

میان آن در و دیوار خون تازه نشست
بلند مرتبه بودی و حرمت تو شکست

نویسنده :
تاریخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

چه رازی است در روضه های حضرت ابالفضل در شبهای آخر عزای مادر

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

می برم نام تورا تاببری نام مرا

پرکن از جام لب خویش همه جام مرا

خاک هم گاه گداری بدهد طعم عسل

بوسه از خاک رهت کرده عوض کام مرا

خاطرم نیست چه شد بر تو گرفتار شدم

ژهن کردی سر گیسوی خودت دام مرا

هرنفس بی تو شده مردن تدریجی من

رنگ و بویی بده این گردش ایام مرا

اگر این سر به سر راه تو افتد زیباست

به شهادت بنما ختم سر انجام مرا

نذر کردم که دگر سمت گناهی نروم

شرطش این است حمایت کنی اقدام مرا

دل من ظرف بلوریست پر از خون جگر

کنج میخانه مبین گریه آرام مرا

به خدا کرببلایی شدنم دست شماست

جان عباس فراموش مکن نام مرا

به پریشانی گیسوی سر ام بنین

دیگر امضا بنما برگه اعزام مرا

روضه خوان گفت حسین  بوی حرم شد احساس

وعده ما سحری پای ضریح عباس

 
 
اینجا صاحب خانه امام
حسن مجتبی(علیه السلام) است
...
روز محشربنویسیدبه پیشانی ما
لک لبیک حسن
ذکرسربند مسلمانی ایرانی ما
لک لبیک حسن
...
ممنونم از عطای کریمانه حسن
این رو سیاه را سگ کویش حساب کرد
مهمان به سر خوان نعیمم
همسایه سیدالکریمم
ghasem.ni@gmail.com
قاسم نعمتی