نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳

نویسنده :
تاریخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳

بعد از شهادت به خواب بهترین رفیقش آمد و گفت : وقتی ترکش خوردم روی زمین افتادم و نفسهای آخرم را می کشیدم دیدم خانمی بلند بالا کنارم آمد و به نام مرا صدا کرد عرض کردم خانم شما کی هستید؟ اینجا چه کار میکنید ، اینجا میدان جنگ است میان این همه دود و آتش و خون ، فرمودند : من مادر همان آقایی هستم که تمام عمر به عشق او سینه زدید و گریه کردید .....

دلدادگان اینجا زیارتگاه عشق لست

ای راهیان نور اینجا راه عشق است

اینجا همان بیت الحرام بندگی هاست

اینجا محل پشت پا بر زندگی هاست

اینجا سر تعظیم دارد ماه ه خورشید

نور خدا را می توان با چشم دل دید

اینجا همان میعاد گاه عاشقان است

راه عبور مهدی صاحب زمان است

اینجا سحر هایش صدای آه دارد

گویا علی سر در میان چاه دارد

اینجا پر از عشاق سرگردان صحراست

اینجا صفای صبحگاهش نام زهراست

اینجا قنوت هر شبش مهتاب دارد

دیدم هزاران زهزم پر آب دارد

اینجا لباس خاکی احرام طواف است

سرهای خونین روی دست ، جای کلاف است

اینجا خریداران یوسف سر جدایند

حجاج این صحرا به دنبال منایند

اینجا زیارت ها دهد بوی شهادت

اصلی ترین نامش بود کوی شهادت

اینجا همه با غیرتان یک حرف دارند

از ماجرای کوچه عمری بی قرارند

اینجا همه تنها به فکر انتقامند

در فکر آن فریادهای ناتمامند

اینجا همه از داغ سیلی ناله دارند

برسینه داغ یار هجده ساله دارند

اینجا همه سربند یازهرا ببندند

نگذاشتند دست امامی را ببندند

اما خدارا میدهم سوگند اینجا

برچادر خاکی و بر پهلوی زهرا

مارا شبیه گل ازین عالم بچیند

پای رکاب مهدی اش خونین ببیند

ای کاش منهم در هوایش پربگیرم

بوسه ز دستش با تن بی سر بگیرم

گرچه گنه کارم به پایش خار هستم

منهم خریدار نگاه یار هستم

 

آقا بزرگی کن دگر مارا سوا کن

از جبهه مارا راهی کرب وبلا کن

 

 

 

نویسنده :
تاریخ : جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳

می خوام   از   دلای   بیقرار   بگم

می خــوام از قربــونیای یــار بگــم

بــا    اجــازه    از    تـمـوم    شهدا

می خـــوام از کــاظــم رستگار بگم

"برای دریافت ادامه این شعر به ادامه مطلب رجوع کنید"

نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳

 

باعرض سلام و تعزیت به مناسبت این ایام . از دوستان عزیزی که با خواندن اشعار به این حقیر محبت دارند تقاضایی دارم به شرط اجابت انشاالله. بیایید حالاکه از مزار مادرمان بی خبریم معرفت به خرج دهیم یک شب از شبهای این دهه را اعلام کنیم  :

"جلسه امشب ما به میزبانی شهدا در حسینیه حاج همت پادگان دوکوهه برقرار میباشد"

 و دلها را روانه آن مکان مقدس کنیم به همین منظور شعری هم سوغاتی از شهدا و آن مکان عرشی تقدیم میکنم

تقديم به ميعادگاه عشق دوکوهه 

سلام ای قبلة دلها دوکوهه

سلام ای وادی الزهرا دوکوهه 

سلام ما به صبح و صبحگاهت

نسیم کربلا دارد پگاهت 

سلام ما به سرخیِ غروبت

سلام ما به آه ِ سینه کوبت 

سلام ما به گردان های لشگر

سلام ما به سرداران ِ بی سر 

سلام ما به پیکر های ِ در دشت

چه گردان ها که رفت و دسته برگشت 

سلام ما به مستان سحر ها

قنوت و چشم گریان ِ سحرها 

چه ساعاتی که عاشورا شد اینجا

شهادت نامه ها امضا شد اینجا 

سلام ما به لبخند شهیدان

به ذکر ِ رویِ سربند ِ شهیدان 

سلام ما به گُم نامانِ  لشگر

به تسبیحاتِ یا زهرایِ معبر 

همان هایی که عمری نذر کردند

اگررفتند دیگر برنگردند 

سلام مابه خاکی که بهشت است

به رویِ آن به خطِ خون نوشت است 

به نقدِ جان بیا بازار ِ معشوق

تنِ بی سر بیا دیدارِ معشوق 

به هرکس اشک و سوز وآه دادند

هم اورا پایِ سفره راه دادند 

دوکوهه السلام ای خاکِ غربت

مناجاتِ حسینیه همت 

دوکوهه خسته و دلگیر هستم

خجل از یارو سر به زیر هستم 

دوکوهه این دلم خیلی گرفته

برایِ دیدنِ لیلی گرفته 

دوکوهه شهرِماشهرِ خدانیست

کسی باغربت ما آشنا نیست 

دوکوهه زندگی ها زندگی نیست

کسی دیگر به فکر بندگی نیست 

دوکوهه قلب آقا را شکستند

همه دنبال ِ دنیایِ خود هستند 

دوکوهه مهدیِ زهرا غریب است

میانِ خیمه در صحرا غریب است 

دوکوهه تا که میگیرد دل ما

رویم آرام تا بهشت زهرا 

دوکوهه هرشبِ جمعه به زاری

رود هرکس کنارِ یک مزاری 

دوکوهه آمدم پیشت بمانم

برایت روضة زهرا بخوانم 

دوکوهه سینه زن ها را صداکن

میان داری نما و کوچه واکن 

دوکوهه کوچه گفتم وای کوچه

چه می دانیم از معنایِ کوچه 

دوکوهه راهِ مادررا گرفتند

تمام ِ هستِ حیدر را گرفتند 

دوکوهه مادرِ ما داد می زد

میانِ شعله ها فریاد میزد 

دوکوهه پیکرِ او ضربه ها خورد

به والله ِ لگد را بی هوا خورد 

دوکوهه پهلویِ مادرشکسته

قلافی بازویِ مادر شکسته 

دوکوهه خاک بر چادر نشسته

علی را میکشیدند دست بسته  

دوکوهه خوب شد فضه رسید و ....

به دور فاطمه چادر کشید و ...

دوکوهه اهل خانه اهل دردند

همان جا محسن اش را دفن کردند 

دوکوهه کن دعا مهدی بیاید

گره از ابروی مادر گشاید

 

لطفا دوستان اگر خواستند از این مطلب در سایت یا وبلاگ خود استفاده کنند

مطلب را کامل با مقدمه ای که عرض شد قرار دهند.

اگر دلی شکست یاد این حقیر هم باشید

یاعلی

 

موضوعات مرتبط: حضرت زهرا(س)
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳

یا صاحب  الزمان ( عج )

پایان سال و وقت حساب و کتاب شد

 پیشانی ام به محضرتان خیس آب شد

هر روز با گناه دلت را شکسته ام

بین من و تو این همه عصیان حجاب شد

گفتند پای نامه ما گریه میکنی

حال شما زدیدن نامه خراب شد

با این وجود تا که گره خورد کار من

یا صاحب الزمان دلم مستجاب شد

هر عاشقیکه خالصانه پای شما نشست

پیچیده عطر نوکریش چون گلاب شد

این عمر بی وفا و تو هم دیر کرده ای

آوای الرحیل به جانم عذاب شد

سرچشمه زلال شد آیینه جمال

بر دیده ام نگاه به رویت سرا ب شد

امسال هم گدای شب جمعه حرم

با یک دعای مادرتان بیحساب شد

ما را بخر عزیز دل شاه کربلا

جان کسیکه صورتش از خون خضاب شد

نازم به بانویی که به معراج قتلگاه

در پاسخش نوای الیه خطاب شد

گودال فوق عرش و تجلی رب آن

در پاره حنجر پسر بوتراب شد

عمریست روضه خواندم و باور نمیکنم

زینب چگونه وارد بزم شراب شد

 
 
اینجا صاحب خانه امام
حسن مجتبی(علیه السلام) است
...
روز محشربنویسیدبه پیشانی ما
لک لبیک حسن
ذکرسربند مسلمانی ایرانی ما
لک لبیک حسن
...
ممنونم از عطای کریمانه حسن
این رو سیاه را سگ کویش حساب کرد
مهمان به سر خوان نعیمم
همسایه سیدالکریمم
ghasem.ni@gmail.com
قاسم نعمتی