نویسنده :
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

 

پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

 

 

 

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

 

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

 

 

 

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

 

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

 

 

 

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

 

دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

 

 

 

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

 

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

 

 

 

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد

 

بر نفس های بدون اثرش خندیدند

 

 

 

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

 

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

 

 

 

دست و پا می زند و نیست کنارش پدری

 

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

 

 

 

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

 

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

 

 

 

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی..

 

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

 

 

نویسنده :
تاریخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393
دو غزل(غزل مصیبت امام جواد ع و غزل مصیبت امام زمان عج) تقدیم به ساحت مقدس حضرت حجت عجل الله

کسی خبر نشد از غربت نهانی من

نیامده به سرم بهر همزبانی من

فقط غریب مدینه غم مرا فهمد
که همسرم شده در خانه خصم جانی من

کجایی ای پدرم؟ حال و روز من بینی
کمی تو گریه کنی بهر ناتوانی من

برای مادرم انقدر گریه کردم تا
غم جوانی اش امد سر جوانی من

بیا و خوب ببین کوچه ی بنی هاشم
به جلوه آمده در وقت قد کمانی من

بیا و در رخ من روی مادرت را بین
کبود گشته چو او روی ارغوانی من

میان هلهله ها گمشده نوای دلم
ز بسکه کف زنند وقت روضه خوانی من

چگونه جسم مرا تا به روی بام کشید
عیان بود ز مچ پای ریسمانی من

هزار بال کبوتر نیابتا ز حسین
رسید تا که کند کار سایه بانی من

سلام بر بدن بی عزیز خدا
سلام بر تن عریان سیدالشهدا

...........

ما سائلیم و نوکریت آبروی ما
یاایهاالعزیز نظر کن به سوی ما

تا کی برای نافله های سحرگهی
با خون دل شود دل شبها وضوی ما

گر مانده ایم شکر خدا پای پرچمت
بر تار موی تو گرهی خورده موی ما

ساقی اشک بر دل ما هم سری بزن
بوی می طهور تو دارد سبوی ما

همچون نسیم دربدرم می کنی چرا؟
پس کی رسد به خیمه ی تو جستجوی ما

آیا شود که نیمه شبی بهر درد دل
بد بگذارانی و شوی همگفتگوی ما

ای شهریار عشق به نام مقدست
باشد وصال تو همه ی آرزوی ما

روضه گرفته ایم قدم رنجه ایی کنی
شاید فتد مسیر عبورت به کوی ما

از لحظه ایی که حرمت مادر شکسته شد
بعضی نهفته مانده ز غم در گلوی ما

ای نازنین فاطمه برگزد از سفر
خیمه نشین فاطمه برگرد از سفر

موضوعات مرتبط: امام جواد(ع)
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه بیستم شهریور 1393

بسم الله

الهی...ای که بر دلها امیری

تورا بر تخت بیماری نبینیم

میان ابروان مهربانت 

نشانی از گرفتاری نبینیم

...

.:جهت مشاهده کامل شعر بر روی عکس کلیک فرمایید:.

 

نویسنده :
تاریخ : یکشنبه نهم شهریور 1393
 

من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی

غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی

شادم که در حریم تو افتاده بار من

آیا شود ز لطف خریدار من شوی

خودرا ز راه دور کشاندم به کوی تو

دلخسته آمدم که مددکار من شوی

هر طور راحتی ، بزن ، اما نمی روم

این بار آمدم که فقط یار من شوی

من ورشکسته گنهم می شود؟ شبی

یوسف شوی و گرمی بازار من شوی

عمرم به باد رفته به داد دلم برس

من آمدم که مونس من یار من شوی

آقاییم همیشه ز سلطانی شماست

یک عمر نوکرم که تو سالار من شوی

خوانم میان صحن تو تا روضه ی حسین

گویا که از وفا تو گرفتار من شوی

 

 

پیچیده باز در حرم تو صدای من

دست شماست روزی کرب و بلای من
 

موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
برچسب‌ها: مناجاتی امام رضا
نویسنده :
تاریخ : یکشنبه نهم شهریور 1393

آرام کن به جامی شور و نوای ما را

 

سلطانی و دمَت گرم (کریمی) داری هوای ما را

 

از سفرهء کریمان عمری است فیض بردیم

 

پر کرده ای همیشه تو کسیه های ما را

 

 

دادیم تا سلامی تحویلمان گرفتی

 

از خاطرت نبردی حتی صدای ما را

 

 

سهمیه گدایان محفوظ باشد اینجا

 

بگذاشتی کناری سهم عطای ما را

 

 

باز آمدیم ای دوست بار گناه بر دوش

 

راضی نما دوباره از ما خدای ما را

 

 

روزی اگر بنا شد ما را ز در برانی

 

گو مادران بپوشند رخت عزای ما را

 

 

زیباییِ ضریح و ایوان و صحن هایت

 

در گوشه حریمت بسته است پای ما را

 

 

جان جوادت آقا جان عزیز لیلا

 

امضا نما دوباره کرببلای ما را

 

 

باب الجواد یعنی صحن علی اکبر

 

تنگ غروب دیدی تو گریه های ما را

 

 

در پیش چشم بابا اکبر شد اربا" اربا

 

فرمود شاه: عباس، آور عبای ما را

موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
 
 
اینجا صاحب خانه امام
حسن مجتبی(علیه السلام) است
...
روز محشربنویسیدبه پیشانی ما
لک لبیک حسن
ذکرسربند مسلمانی ایرانی ما
لک لبیک حسن
...
ممنونم از عطای کریمانه حسن
این رو سیاه را سگ کویش حساب کرد
مهمان به سر خوان نعیمم
همسایه سیدالکریمم
ghasem.ni@gmail.com
قاسم نعمتی