نویسنده :
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393
به لطف حضرت زهرا (سلام الله علیها) و همت برخی از شاعران شهرری کتاب ذات الاحزان 2 اشعار محرم 1393 آماده بهره برداری می باشد برای دریافت کتاب با شماره تلفن های :
- 09370188338 ( آقای جهانی منش محدوده میدان معلم)

–  09364010372 (آقای رام  محدوده میدان نارنج)
–  09191391359 (آقای بصیر محدوده چهار راه خط اهن) تماس حاصل فرمائید.

جا دارد از تمامی عزیزانی که ما را در این امر مهم یاری نمودند کمال تشکر را داشته با شیم و همچنین از خداوند منان برایشان سوز نفس و اخلاص عمل را آرزومندیم.

برای مشاهده اشعار و دانلود سبک های کتاب بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

اشعار کتاب ذات الاحزان 2 - دهه اول محرم 1393

التماس دعا

موضوعات مرتبط: امام حسین(ع)
نویسنده :
تاریخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393
بسم الله

شعر امام زمان شب اول محرم

یا اباصالح المهدی ادرکنی

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا

دل سرگشته کجا و صفا رخ یار کجا

قصۀ عشق من و زلف تو دیدن دارد

نرگس مست کجا همدمی خار کجا

سرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

منّتی بود نهادی که خریدی ما را

رو سیه برده کجا میل خریدار کجا

هر کسی را که پسندی بشود خادم تو

خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا

مِهر من گر که فتد در دل تو می فهمم

شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا

به خدا چون دل زهرا نگران است دلم

یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا

کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین

زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا

یاد گیسوی رقیه جگرم می سوزد

دست عباس کجا پنجۀ اغیار کجا

.:به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:.

نویسنده :
تاریخ : شنبه نوزدهم مهر 1393

آفتاب ظهر روزهجدهم

ديد ساقي ايستاده پاي خم

باخدايش عشق بازي مي كند

صحبت ازافشاي رازي مي كند

كيست اين ساقي رسول خاتم است        

صاحب تفسيراسم اعظم است

دورتادورسرش خيل ملك

درطواف او تمام نه فلك

جبريل اين بار جور ديگري است

بحث اتمام ره پيغمبري است

وقت تكميل رسالت آمده

گاه تنزيل ولايت آمده

                تالب پيك الهي باز شد                  

شرح صدر مصطفي آغاز شد

در كناربركه بار انداختند

منبربالابلندي ساختند

با جلال وعزت پيغمبري

باشكوه واقتدارديگري

رفت تاپايان رساندراه را

سازد آگه بنده ی گمراه را

ير جهاز اشتران قد راست كرد

خطبه اش رااين چنين آغازكرد

ايها الناس اي مسلمانان خموش

وحي منزل را فرا داريد گوش

ايها الحجاج حج كامل کنید

روي برحق پشت برباطل كنيد

ايهالناس اين منم ختم رسل

صاحب نور رسالت عقل كل

من رسول ا... اعظم احمدم

تاج مخلوقات حي سرمدم

آمدم تا خير را نازل كنم

 راه كل انبياء كامل كنم

اينكه دستش روي دستان من است      

 نفس قدسي من وجان من است

اين علي با شد امام المتقين

شيرميدان ها، بوارالكافرين

دست بوس محضرش روح الامين  

   دست پنهان خدا در آستين

مظهرعين اليقين حق اليقين

  بهترين مخلوق رب العالمين

اين علي فاروق حق و باطل است   

   هركه رو گرداند از او جاهل است

اين علي بر شانه هايم پا گذاشت

ذره اي ترديد در قلبش نداشت

برفراز شانه هايم تانشست

   همچو ابراهيم بت ها راشكست

لنگر هفت آسمان حيدر بود

مقتداي انس و جان حيدر بود

صاحب تيغ دودم تنها علي است

محرم صاحب حرم تنها علي است

هم بود يار و انيس فرشيم

  هم بودخلوت نشين عرشيم

جزعلي نفس رسول ا... كيست

   صورت انساني  ا... كيست

مادوتا يك روح در دو پيكريم

  شاهكار دست حي داوريم

مادوتا منشق ز نور مطلقیم

  دست حق باماست ماهم باحقيم

اولين مردمسلمان است علي

 اولين قاري قرآن است علي

حال تكليفم ادا بايد شود

   صحبت از سر خدا بايد شود

هركه رامن مقتدا و رهبرم

   او شهادت مي دهم پيغمبرم

هركه را مولاي بي همتا نبي است    

 بعداز اين مولاي او تنها عليست

شد ولي اولين و آخرين

     حضرت حيدرامير المؤمنين

آي مردم نيت قربت كنيد

 با وصي مصطفي بيعت كنيد

آي مردم گفته ی رب كريم

     بشنويد... هذا صراط المستقيم

هر كه شك بر او نمايدكافراست

منكراو منكرپيغمبر است

هركه بر گرداند از او روي خويش    

 آتش قهرخدا دارد به پيش

اي خدا با دوستانش دوست باش    

    ياور هركس كه يار اوست باش

اي خدا دارو ندارمن عليست

يارصاحب اقتدارمن عليست

آنچه بايد مصطفي مي گفت گفت     

 يرهمه خلق خدا مي گفت گفت

جملگي دست دعا برداشتند

       ليك درسر فتنه هاي داشتند

از سر شانه عبا انداختند

   اهل كينه رنگ خود را باختند

روي لب گفتند بخیِ ياعلي

    زيرلب گفتند حرفي باعلي

حال بر دست پيعمبرشاد باش   

بعداز آن آماده بيداد باش

آنكه اول بهر بيعت مي دويد

 نقشه ی قتل پيغمبر را كشيد

عقده بدرو احد ابراز شد

  فتنه اي با نام دين آغاز شد

وقت آن شد تا سوابق روشود   

 روي اصلي منافق روشود

مردم از راه حقيقت گم شدند   

 شاخه هاي گل همه هيزم شدند

دربهشت قرب احمد آمدند

   درميان خانه زهرا را زدند

دستهايی كه به روي دست بود  

   خالق هستي هرچه هست بود

باعمامه دورگردن بسته شد

    امت واحد هزاران دسته شد

ناله زهراي ا طهر مي رسيد

خويش را دنبال حيدر مي كشيد

بوسگاه مصطفي آتش گرفت

  فاطمه سرتا به پا آتش گرفت

چادري كه برتر از سجاده بود

    زير پاي اينو آن افتاده بود

فاطمه مي گفت بابا مي زدند   

 مرتضی مي گفت زهرا مي زدند

عاقبت هم فضه او را جمع كرد 

  زير چادر ماجرا را جمع كرد  

 

نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه هفدهم مهر 1393

بسم الله

سرود ولادت امام هادی(ع)

http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/hadi/veladat/kamel/13.jpg

نویسنده :
تاریخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393

بسم الله

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

 

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

 

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

 

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

 

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

 

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد

بر نفس های بدون اثرش خندیدند

 

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

 

دست و پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

 

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

 

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی..

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

 
 
اینجا صاحب خانه امام
حسن مجتبی(علیه السلام) است
...
روز محشربنویسیدبه پیشانی ما
لک لبیک حسن
ذکرسربند مسلمانی ایرانی ما
لک لبیک حسن
...
ممنونم از عطای کریمانه حسن
این رو سیاه را سگ کویش حساب کرد
مهمان به سر خوان نعیمم
همسایه سیدالکریمم
ghasem.ni@gmail.com
قاسم نعمتی